HACKED
منتظر نظرات شما هستیم
مالپه ری زانیارانی زانکوی وه رزیای پیشه سازی نه وتی ئه هواز
مه حوی جه مالی یار ببه، ئاوایه رێگه ی عاشقان
له م لاوه گریه ی نای و نه ی، له و لاوه خه نده ی جامی مه ی
ئاگر له عاله م به ربده ی، ئاوایه رێگه ی عاشقان
جارێ له چاوان بگره خه و، بگری به ناڵه ی نیمه شه و
تا بێته ده ر خورشیدی نه و، ئاوایه رێگه ی عاشقان
شۆری دڵ و سۆزی ده رون، زوخاوی جه رگ و مه وجی خوون
خوێنی گه ش و فرمێسكی روون، ئاوایه رێگه ی عاشقان
تا دڵ نه سووتێ ده م به ده م، فانی نه بێ سه ر تا قه ده م
په روانه قه ت ناگاته شه م، ئاوایه رێگه ی عاشقان
تا جاو و دڵ خوێن بار نه كه ی، قه طعی هه موو ئه غیار نه كه ی
فیكری ویسالی یار نه كه ی، ئاوایه رێگه ی عاشقان
عاشق ده بێ مه ستانه بێ، خاكی ده ری مه یخانه بێ
ساقی له كن په یمانه بێ، ئاوایه رێگه ی عاشقان
گه ر دڵ گوشا بادی صه با، شه رحی دڵم بۆ گوڵ نه با
عومری عه زیزم چوو به با، ئاوایه رێگه ی عاشقان
سووتا ده روونم سه ربه سه ر، خوێنین دڵه جان و جگه ر
جیسمێكه بێ ئیسم و ئه سه ر، ئاوایه رێگه ی عاشقان
دیسا له سه ر عه هدی (الست)، جامێك له جامان بگره ده ست
هه رتا ئه به د مه خموور و مه ست، ئاوایه رێگه ی عاشقان
دێوانه و و سه ودا سه رم، كوژراوی غه مزه ی دولبه رم
دڵ پڕ له ئێشی نه شته رم، ئاوایه رێگه ی عاشقان
چاوم به سۆزی دڵ ته ڕه، ده ریایی ئاو و ئاوره
موتریب بڵێ ساقی وه ره، ئاوایه رێگه ی عاشقان
په روانه خۆی ئاویته به ست، فه رمووی (چرا) مه خموور و مه ست
وه سڵم به سووتان دێته ده ست، ئاوایه رێگه ی عاشقان
بولبول ده ناڵێنێ حه زین، گوڵ دێته عیشوه و پێكه نین
بگری به سۆزی ئاته شین، ئاوایه رێگه ی عاشقان
چی وه ك (وه فایی) به نده یه؟ له و باغی دڵ گوڵ خه نده یه؟
به و جامه خضری زینده یه؟ ، ئاوایه رێگه ی عاشقان
این نقاشی توسط پسرکی مکزیکی-آمریکایی کشیده شده که از بدو تولد از مادرش ایدز گرفته است. این نقاشی برنده ۱۶ جایزه بینالمللی شده و از آن به عنوان نماد در NGOهای مبارزه با ایدز استفاده میشود.
از آنجا که ضریب هوشی انسان های معمولی بین ۸۵ تا ۱۱۵ است، فردی که ضریب هوشی ۲۵۰ داشته باشد، قطعا نابغه محسوب می شود.
،ویلیام جیم سایدیس، باهوش ترین فرد تاریخ بود که توانست در یک سالگی بنویسد، در ۵ سالگی به ۵ زبان رایج دنیا صحبت کند و در ۱۱ سالگی استاد دانشگاه هاروارد شد. سایدیس در سال ۱۸۹۸ در آمریکا به دنیا آمد و در سن ۴۶ سالگی نیز از دنیا رفت.

او توانایی خارق العاده ای در یادگیری ریاضیات و زبان داشت. اولین بار به خاطر رشد مغزی زود هنگام نامش بر سر زبان ها افتاد و بعدها به خاطر تمرکز بر روی ذهنش به شهرت رسید اما در نهایت خود را از انظار عمومی دور کرد و از ریاضیات هم دلزده شد ریاضیات نیز عقب کشید و با چندین نام مستعار مطلب می نوشت. از دیگر ویژگی ها او این است که می توانست در ۱۸ ماهگی نیویورک تایمز بخواند و در ۸ سالگی به ۸ زبان صحبت کند. جالب اینکه بعدها خودش زبان دیگری را به وجود آورد که نامش را VENDERGOOD گذاشت.
ناگفته نماند، ضریب هوشی انسان های نابغه بین ۱۵۵ تا ۲۰۰ است ولی سایدس در این زمینه رکورد باهوش ترین های دنیا را شکسته است. برای نمونه بد نیست بدانید که ضریب هوشی گالیله را ۱۸۰ تخمین می زنند و ضریب هوشی بیل گیتس بنیان گذار شرکت نرم افزاری مایکروسافت نیز ۱۶۰ است.
خواه دیدن آن زیبا یی ها باشد
خواه دیدن این زیبایی ها
شاید کلاسی که ما در آن درس می خوانیم از این هم ویران تر باشد
شاید پای پوشی که با آن می خواهیم در صراط مستقیم قدم بر داریم از این هم کهنه تر باشد
شاید آب گوارایی که می نوشیم از این هم کثیف تر باشد
شاید باری که بر دوشمان است از این هم سنگین تر باشد
شاید صفای کودکیمان را اینجا ، جا گذاشته ایم
شاید خانه آخرتمان از این بدتر است
شاید مردم نتوانند از پشت شیشه های غبار گرفته ی ماشین هایشان ، زیبایی و طراوت نوجوانیمان را ببینند
شاید آنچه در دنیا می جستیم از این هم بی ارزش تر بود
و شاید کودکی و پیریمان را اندوهی چنین فرا گرفته باشد
چشمها را باید شست...
تا مهرگی بێداد و ستهم ، دهستمان له نێو دهستی یهکه
پیرۆزه ڕێگای من و تۆ ، پڕ له هیوا ، پڕ له ئهوین
له شهقام و له مهدرهسه ، دژ به تاریکی دهوهستین
ئاکامی ڕێگای من و تۆ ، پاراستنی ناسنامهیه
چارهی ئهسیری و نهزانی ، ئامانجی بهرزی ئێمهیه
با ناوی ئێمهش بنووسن ، له سینگی ئهم تهخته ڕهشه
کهس نییه ئیتر بترسێ له گرتن و له ههڕهشه
دووره ئهگهر ئاسۆی خهبات ، تاڵه ئهگهر تامی ژیان
ریشهی ستهم ههڵدهکێشی، دهستی ئێمه و دهستی زهمان
هاوڕێ و هاوسهنگهری من ، دهردی ئێمه دهردی یهکه
تا مهرگی بێداد و ستهم ، دهستمان له نێو دهستی یهکه
فهریدوون ئهرشهدی
سه رچاوه: هه والده ری جوانرو(جوانرود نیوز)
تب جام ملتهای آسیا آرام آرام در حال بالا گرفتن است وتیمها کم کم آماده حضور در این رقابتها میشوند .سه شنبه صبح اتوبوس های 16 تیم شرکت کننده در این بازیها در حالی که طرحی از پرچم آن کشور و شعار تیم را بر روی خود منقش داشت پرده برداری شدند.
شعارهای تیمهای مختلف با الهام گرفتن از ایده های متنوعی طرح شده اند، مثلا استرالیا و ژاپن شعارهای "مثل تندر آمده ایم" و "سامورایی آبی بر بام آسیا" را که نشان از میل به پیروزی تیمشان را نشان می دهد برای خود برگزیده اند، چین شعار" اژدهای خیزان" را با الهام از سمبلهای محلی و عربستان "شاهینهای سبز" را به عنوان شعار انتخاب کرده اند.
در این میان شعار "شاهزاده های پارسی" که برای تیم ایران انتخاب شده است با لحاظ نمودن ایران به عنوان کشوری چند قومیتی چندان بیانگر اقوام مختلف به عنوان شهروندان ایرانی و طرفداران تیم ملی ایران نیست. به نظر می رسد انتخاب القاب این چنینی می تواند موجب ایجاد حساسیتهای در مورد تیمی شود که تمام ایرانیان به آن افتخار می کنند و شاید استفاده از لقب ایرانی به جای پارسی می توانست بهتر از شعار کنونی، تیمی را توصیف کند که هواداران بیشماری از سراسر ایران که لزوما پارسی نیستند انتظار بردش را دارند.
به آنکه اعتراض می کند که چرا دانشجویان دست می زنند وصلوات نمی فرستند می گویم صلوات نفرستادن جوانان گناه توست . چراکه خودمیدانی صلوات را به چه صورتی درآورده ای و برایش چه مصرف هایی درست کردی !یکی اینکه تا شخصیت گنده ای واردمجلس شده است ، صلوات فرستاده ای ،مصرف دیگرش حرکت تابوت وجنازه است درمیان زندگان .ومصارف دیگر ،هوکردن یک سخنران ،پایین کشیدن یک منبری ومسخره کردن کسی .این هاست مصارفی که تو برای صلوات ساخته ای .این است که قشر دانشجو برای ابراز احساساتش نمی تواند صلوات را جدی بگیرد .چون توچنانش ساخته ای که بکار هوکردن ومسخره کردن و تداعی انحطاط می خورد .توهرگز به "دست بوسیدن " اعتراض نکردی ،حالا به "دست زدن "اعتراض می کنی ؟
رابطه مریدی ومرادی رابطه طبقاتی دوره های کهنه است ودست بوسیدن مظهرشرک وبردگی است . آن که مرید کسی باشد خود شانس "کسی شدن "را نخواهد داشت .پس بی رابطه مرید ومرادی وبی دست بوسیدن باید دست داد و کار کرد.
در کردستان شهروندانی از طبقه ضعیف اقتصادی جامعه وجود دارند که برای امرار معاش با دستمزدهای ناچیز اقدام به جابجایی اجناس در مرزهای غربی کشور میکنند. این شغل در زبان کردی "کول بری" نام دارد.
در بیشتر شهرهای مرزنشین کردستان (اعم از پیرانشهر،سردشت،بانه،مریوان وجوانرود)بسیاری از خانواده ها از این طریق امرار معاش می کنند و در این میان تعداد زیادی از زنان و مردان و بسیاری از اوقات دانش آموزان و کودکان هم دیده می شوند که برای تأمین مخارج تحصیلی و زندگی خود به کار در مرزها می پردازند.
عوامل موثر در گسترش "کول بری"
در حالیکه طرح انسداد مرزهای کردستان از پائیز سال 87 و همزمان با مرزهای غربی و شرقی کشور آغاز شد اما باگذشت چندین سال از اجرایی کردن این طرح توسط نیروی انتظامی تاکنون زیرساختهای لازم توسط سایر دستگاه ها و سازمانهای دولتی در راستای حمایت از مردم ساکن در مناطق مرزی انجام نشده و هنوز هم مردم این گونه مناطق مجبورند تا از طریق کول بری، امرار معاش کنند.
با وجود منابع طبیعی غنی و زمین های حاصلخیز برای کشاورزی در کردستان، عدم سرمایه گذاری به ویژه در بخش کشاورزی و صنعتی در سال های اخیر باعث بروز بیکاری و روی آوردن بخشی از ساکنان مناطق مرزنشین به شغل هایی نظیر «کول بری» شده است.
به باور برخی از جامعه شناسان، نبود زیرساخت های اقتصادی اجتماعی، آموزشی و ارتباطی منطبق با ویژگی های کردستان،رفقر روز افزون، محرومیت مردم کردستان و عدم سرمایه گذاری در بخش خصوصی از جمله علل عمده ی روی آوردن مردم این مناطق به "کول بری" و گسترش قاچاق در نواحی مرزی است.
بر اساس پژوهش ها و نظرات کارشناسان اجتماعی در چنین شرایطی یک شهروند کرد مرزنشین باوجود آگاهی از اینکه حمل و نقل و جابه جایی یک بار نزدیک به وزن 20 یا 30 کیلو و دریافت مبلغی در حدود 5 یا 6 هزار تومان می تواند وی را در حداقل شرایط موجود قادر به ادامه زندگی سازد، راه دیگری جز گرایش به شغلهایی نظیر قاچاق کالا و کول بری ندارد.
افزایش سرمایه گذاری و اتخاذ سیاست های اقتصادی مبتنی بر آمایش سرزمینی به منظور ایجاد فرصت های شغلی مولد و از سوی دیگر بالابردن سطح آموزش در روستاهای این مناطق می تواند در جلوگیری از روی آوردن مردم به شغل هایی نظیر کول بری مثمر ثمر واقع شود.
براساس اصل 48 قانون اساسی: در بهرهبرداری از منابع طبیعی و استفاده از درآمدهای ملی در سطح استانها و توزیع فعالیتهای اقتصادی میان استانها و مناطق مختلف کشور، باید تبعیض در کار نباشد، به طوری که هر منطقه فراخور نیازها و استعداد رشد خود، سرمایه و امکانات لازم در دسترس داشته باشد.



دیدن دیگر تصاویر در ادامه مطلب


مردمی که به صورت پراکنده در استان فارس در دو شهرستان شیراز و کازرون زندگی میکنند و به جرات می توان گفت که هنوز هم اصل و نصب انها حتی برای خود انها مبهم مانده است.شاید هنوز هم بسیاری از ساکنین شیراز نمی دانند که درجوار انها کرد زندگی میکند. وبسیاری از مردم کورد ساکن در مناطق اصلی کردستان ایران از همزبانانی در آنسوی ایران بیخبرند.
در حال حاضر در استان فارس ، گروهی از کردان زندگی می کنند که خود را کرونی می نامند این گروه در حدود 1000 خانوار هستند که در روستاهای شیراز و کازرون و سپیدان زندگی می کنند.
این افراد دارای ویژگی های زیر می باشند
- زبان و گویش آنان کردی است
- مذهب آنان شیعه 12 امامی است
- در زمینه چگونگی حضور در این منطقه اتفاق نظر ندارند( بعضی معتقدند در زمان کریم خان زند به شیراز آمده اند و بعضی می گویند از کرمانشاه آمده اند و گروهی می گویند از کردستان آمده اند )
- همگی قریب به اتفاق آنان تا سالهای 1341 که اصلاحات ارضی در زمان پهلوی صورت گرفت بصورت عشایری زندگی می کرده اند ولی اینک تقریبا بیشتر آنها اسکان یافته و در روستاها و شهرهای شیراز و کازرون و بیضاء و .... ساکن شده اند .
- قسمت سردسیر این گروه روستای چهل چشمه کرونی در 40 کیلومتری غرب شیراز در بخش ارژن از شهرستان شیراز بوده و گرمسیر آنان منطقه سرقنات در منطقه دشتک در 20 کیلومتری جنوب شرقی شهر کازرون می باشد .گرچه طول ایل راه این گروه 128 کیلومتر می باشد اما عده ای از آنها در روستای قوام آباد چیچکلو و روستای مجاور آن از بخش بیضا سپیدان می باشد که احتمال می رود این ایل راه در زمانهای قدیم تا آن منطقه نیز ادامه داشته است و حتی بیشتر از آن .
- دو روستای چهل چشمه کرونی و قوام آباد چیچکلو تقریبا بصورت 100 درصد جمعیت آنها کرد می باشد و تعداد کمی از آنان ترک و لر و فارس ( تاجیک ) می باشند ولی در سایر روستاها جمعیت بصورت ترکیبی از کردان و ترکان قشقایی و فارسها می باشد
مشکل کم آبی در آینده ای نه چندان دور اغلب دولتها و کشور ها را بر آن داشته است با تبلیغات و فرهنگ سازی،صرفه جویی در مصرف آب را به مردمانشان گوشزد کنند و در این بین طراحانی هستند که با ایده هایی جالب در این امر پا نهاده اند.
Yan Lu طراح چینی با کمک یک تنگ ماهی که درون آن یک ماهی قرمز کوچک در حال شنا کردن است ،در ساخت یک شیر دستشویی،مصرف بیش از حد آب را به مصرف کننده گوشزد می کند . این شیر آب رو ظرفشویی به گونه ای طراحی شده که هرچه از میزان آب محتوی تنگ کم میشود،شخص با دیدن خالی شدن آب تنگ و ترس از بی آبی ماهی و در نهایت مردن آن از آب کمتری استفاده می کند . بدین ترتیب و با یک ایده جالب بسادگی می توان فرهنگ استفاده صحیح از آب و صرفه جویی در آن را به مردم آموخت.


ماههای کردی
تقويم كردي از سال 612 قبل از ميلاد شروع مي شود . اين همان ساليست كه سياکسارس فرزند بزرگ ديااكو اولين پادشاه امپراتوري ماد منطقه نينوا را اشغال كرد . و به وحشي گري امپراتوري آشوريان در سرزمين هاي تحت اشغال خودش خاتمه داد.قبل از سال 625 قبل از ميلاد بود كه سياكسارس موفق شد كه بسياري از قبايل مادها را به يك پادشاهي متحد تبديل كند
و گاه هرکدام از لهجه های زیر مجموعه زبان کردی اسامی ماههای خاص مربوط به خود را داشته اند و گاه نیز هر کدام از این لهجه ها تعدادی از ماههای خود را به سبب همجواری با ملل و فرهنگهای دیگر از آنان گرفته اند.اگر کردی معیار را لهجه سورانی بدانیم اسامی ماههای کردی به ترتيب زير مي باشد
:با آمدن نوروز اولين روز سال نو آغاز مي شود واين اغاز فصل بهار(وه رزي به هار)و ماه نوروز (مانگي نوروز يان خاكه ليوه) مي باشد.ماه بعدي ماه (مانگی گولان) ميباشد،ماهي كه در آن رشد گلها به نهايت خود رسيده واين اوج لذت وزيباييهاي بهار است.با به پايان رسيدن اين ماه(جوزه ردان) كه آخرين ماه بهار مي باشد آغاز ميشود ودر آن جو وگندم وديگر گياهان بهاري كم كم زرد شده و هنگام درو فرا مي رسد
.با پايان بهار فصل تابستان (وه رزي هاوين)و اولين ماه آن (پووشپه ر)فرا می رسد و آنگونه که از نام آن پیداست تمام گياهان وگلها وديگر نشانه هاي بهاري از بين مي رود ماه دوم تابستان (گه لاويژ) است كه در اين ماه تا حدودي ازشدت گرماي ماه قبل كاسته ميشود.با ظاهر شدن ستاره گلاويژ در شب گياهان وديگر رستنيها جان تازه اي به خود گرفته و از نو شكوفا ميشوند.بعد از اين ماه آخرين ماه تابستان نيز فرا مي رسد كه (خه رمانان) نام دارد و در اين ماه است كه كشاورزان تقريبا تمامي كارهاي كشاورزي خويش را به اتمام رسانده و كشاورزان در خرمن هاي(خه رمان) خود محصولات را برداشت مي كنند.با پايان اين ماه نيز فصل تابستان به پايان مي رسد
.اولين ماه پاييز (ره ز به ر) است كه در آن ميوه هاي پاييزي بخصوص انگور ديم (ره ز)مي رسد. بعد از اين ماه ،ماه دوم پاييز (گلاريزان يا خه زه لو ه ر)،ماه برگريزان آغاز شده و درختان جامه خزان به تن ميكنند.واپسين ماه پاييز (سه رماوه ز) است كه دراين ماه اندك اندك بوي زمستان به مشام مي رسد وكاملا هوا زمستاني ميشود. با پايان اين ماه فصل پاييز تمام ميشود و فصل سفيديها وسختي وسرما،فصل زمستان (وه رزي زستان)از راه ميرسد كه ماه آغازين آن (به فرانبار) نام دارد و كم كم بارشها از باران به برف تغيير كرده و زمين سفيد پوش مي شود.ماه بعدي ماه (ريبه ندان) است كه در اين
ماه سرما و زمستان واقعي نمايان مي شود واز شدت بارش برف راههای ارتباطی قطع میشود.ماه پاياني زمستان (ره شه مه) نام دارد. در اين ماه مشهور است بادي شروع به وزيدن ميكند كه موجب شكوفا شدن درختان مي گردد ومعمولا چهره ها را سياه مي كند كه به اين خاطر در كردي به(ره شه با) يا (باي ره شه مئ) مشهور است
.البته آنگونه که گفته شد گاه هر لهجه ای ماههای مختص به خود را داشته است که در جداولی به شرح زیر آمده است
.تقسیم سال به دوازده ماه برطبق روایات مذهبی سابقه اش به عصرطوفان نوح می رسد.درتورات اولین نشانه رسمی ماه شماری ونشانه دینی سال وماه شماری به چشم می خوردکه به بعدازطوفان بازمی گردد (به تقریب چیزی حدودبیست وسه قرن قبل ازمیلادمسیح).درآنجاتصریح گردیده که اوقات سال به دوازده ماه سی روزه با اضافه یک پنج روزه افزودنی به ماه آخرین حساب می شده است(این پنج روزآخرکه درتقاویم قدیم به خمسه مسترقه شناخته می شدتامدتهابعدازاسلام هم رواج داشت،چنانکه درکتاب نوروزنامه،منسوب به خیام ومنابع دیگرذکرآن رفته است
)درقرآن کریم،سوره توبه(آیات36-37)همین تقسیم باردیگربه صراحت ذکرشده که:ان عده الشهورعندالله اثناعشرشهراًفی کتاب الله یوم خلق السموات والارض.یعنی همانا عددماهها درنزدخداونددوازده است ودرکتاب خداذکرشده،روزی که خداوندآسمانها وزمین رابیافرید
.اصولاًمبنای محاسبه اوقات سال وقراردان ماههابرپایه دودستگاه گاهشماری متفاوت بوده است که بستگی تام به شرایط اقلیمی وجغرافییایی منطقه مربوط داشته است.
ناگفته نماندکه اساس گاهشماری براساس ضرایب عددشش که ازخیلی قدیم وجودداشته یادگارتلاشهای نخستین ستاره شناسان جهان باستان،یعنی بابلیان است که هم ایشان پایه گذاران نجوم وعلم ستاره شناسی هم بوده اند..شیوه محاسبه قمری چنان بودکه قدمادایره گردش ماه به دورزمین رابه29 منزل وکسری می گرفتندوگفته شده عددالفبای عربی که آن نیز29 است ازهمین راه پیداشده.
به گواهی ابوریحان بیرونی درکتاب التفهیم...:ایرانیان ازدیربازتقویم شمسی خود رامعمول می داشتندو این تنها پس ازاسلام بودکه به واسطه گرایشهای مذهبی ماههای هجری قمری که مناسبتهای اسلامی رادرخودداشتند مقدم قرارگرفتند.
درحال حاضرتقویم رسمی کشورمابرحسب ماههای دوازده ماه شمسی رقم خورده،بایاآوری اینکه تاگذشته نه چندان دور مبنای آنان درایران بنابراعتقادات مذهبی ماههای قمری بودند،البته همواره درمعیت ماههای شمسی بنابردلایلی که گذشت.به بیان دیگرطبق قانونی که درتاریخ سه شنبه یازدهم فروردینماه 1304شمسی، برابررمضان سال1343 هـ .ق.ازمجلس شورای ملی( سابق) گذشت تمام ماه شماریهای دیگر(منظورماههای قمری به استثنای مناسبتهای مذهبی،ماههای نجومی،ماههای فرنگی.....)منسوخ وحساب ماهها به قراری که امروزشاهدهستیم منظورگردید
.فیلم سینمایی «گِشِر» برای تصاحب این جایزه با 16 فیلم سینمایی دیگر از کشورهای لبنان، ایران، آمریکا، کانادا، عراق، آرژانتین، آلمان، مصر، ترکیه، پاکستان و فرانسه در رقابت بود.
نیشمان ناوی به رێزت هێزی رۆح و گیــانمه
نیشتمان ئه ی به ر به یانت رۆشنی ئــــیمانمه
نیشتمان ئێواره کانت خه ڵوه تی عیرفانمه
نیشتمان قوربانی کوێستانت دڵی پر ده ردی من
نیشتمان حه یرانی گه رمێنت هه ناسه ی سه ردی من
نیشتمان باغاتی فیرده وسه هه مو گولزاری تۆ
عیززه ت و فه خره هه مو نه خشی ده رو دیواری تۆ
نیشتمان ئه ی شاخ و داخانت ئومێدی دڵ هه مۆ
نیشتمان ده شت و بیابانت به هـه شتی ئا ره زۆ
نیشتمان ئه ی فێنیکی قه لبم شنه ی کوێستانه که ت
نیــــــشتمان ئه ی ئاوی ژێنم خاکی کوردستانه کــه ت






مشاهده بقیه تصاویر در ادامه مطلب
ئه م خاکه جووانه بۆ من ژیانه ڕۆح و گیانم به فیدای کوردستانه
چاوی هه موانه هیوای دڵانه چه ند شیرینه بووکی جووانی جیهانه
لانه ی ئه وینم سه رچاوه ی ژینم کوردستان هه ر تۆی چاره ی برینم
تۆ شادی و ئازادی و مایه ی سه رفرازیم
من بۆ تۆ به ڕۆحم هه رئاماده و ڕازیم
ئه ی کوردستانم هه ناسه م گیانم من تۆم نابێ ئاواره و په رێشانم
نووری چاوانم دایکم باوانم ڕۆژێ دوور له تۆ هه ڵ ناکه م ناتوانم
تۆ گڕ و تینم خه ونی شیرینم کوێراییم داتێ دوور بم نه تبینم
تۆ شادی و ئازادی و مایه ی سه رفرازیم
من بۆ تۆ به ڕۆحم هه رئاماده و ڕازیم
دانلود آهنگ زیبای بو کوردستان زکریا عبدالله
پیاده از کنارت گذشتم، گفتی:" چندی خوشگله؟"؟!
سواره از کنارت گذشتم، گفتی:" برو پشت ماشین لباسشویی بنشین!"؟
در صف نان، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود
در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود
زیرباران منتظر تاکسی بودم، مرا هل دادی و خودت سوار شدی
در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت را بیندازی روی من
در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی
در سینما شخصیت زن فیلم موقع زایمان فریاد کشید و تو بلند گفتی:"زهرمار!"!؟
در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت، فحش خواهر و مادر بود
در پارک، به خاطر بودن تو نتوانستم پاهایم را دراز کنم
نتوانستم به استادیوم بیایم، چون تو شعارهای آب نکشیده می دادی
من باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنی
مرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی!؟
تو ازدواج نكردی و به من گفتی زن گرفتن حماقت است
من ازدواج نكردم و به من گفتی ترشیده
عاشق که شدی مرا به زنجیر انحصارطلبی کشیدی
عاشق که شدم گفتی مادرت باید مرا بپسندد
من باید لباس هایت را بشویم و اتو بزنم تا به تو بگویند خوش تیپ
من باید غذا بپزم و به بچه ها برسم تا به تو بگویند آقای دکتر
وقتی گفتم پوشک بچه را عوض کن، گفتی بچه مال مادر است
وقتی خواستی طلاقم بدهی، گفتی بچه مال پدر است
.
.
.
.
مردی به من نشان بده !