تبليغاتX
وبلاگ دانشجویان کرد دانشکده نفت اهواز

وبلاگ دانشجویان کرد دانشکده نفت اهواز

مالپه ری زانیارانی زانکوی وه رزیای پیشه سازی نه وتی ئه هواز

HACKED

منتظر نظرات شما هستیم

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/12/02ساعت 19:28  توسط رێبین جوانڕۆ  | 

ئاوایه رێگه ی عاشقان

ئه ی دڵ وه ره هۆشیار ببه ، ئاوایه رێگه ی عاشقان

 مه حوی جه مالی یار ببه، ئاوایه رێگه ی عاشقان

 

له م لاوه گریه ی نای و نه ی، له و لاوه خه نده ی جامی مه ی

 ئاگر له عاله م به ربده ی، ئاوایه رێگه ی عاشقان

 

جارێ له چاوان بگره خه و، بگری به ناڵه ی نیمه شه و 

تا بێته ده ر خورشیدی نه و، ئاوایه رێگه ی عاشقان

 

شۆری دڵ و سۆزی ده رون، زوخاوی جه رگ و مه وجی خوون 

خوێنی گه ش و فرمێسكی روون، ئاوایه رێگه ی عاشقان

 

تا دڵ نه سووتێ ده م به ده م، فانی نه بێ سه ر تا قه ده م

 په روانه قه ت ناگاته شه م، ئاوایه رێگه ی عاشقان

 

تا جاو و دڵ خوێن بار نه كه ی، قه طعی هه موو ئه غیار نه كه ی 

فیكری ویسالی یار نه كه ی، ئاوایه رێگه ی عاشقان

 

عاشق ده بێ مه ستانه بێ، خاكی ده ری مه یخانه بێ

ساقی له كن په یمانه بێ، ئاوایه رێگه ی عاشقان

 

گه ر دڵ گوشا بادی صه با، شه رحی دڵم بۆ گوڵ نه با

 عومری عه زیزم چوو به با، ئاوایه رێگه ی عاشقان

 

سووتا ده روونم سه ربه سه ر، خوێنین دڵه جان و جگه ر

جیسمێكه بێ ئیسم و ئه سه ر، ئاوایه رێگه ی عاشقان

 

دیسا له سه ر عه هدی (الست)، جامێك له جامان بگره ده ست

هه رتا ئه به د مه خموور و مه ست، ئاوایه رێگه ی عاشقان

 

دێوانه و و سه ودا سه رم، كوژراوی غه مزه ی دولبه رم 

دڵ پڕ له ئێشی نه شته رم، ئاوایه رێگه ی عاشقان

 

چاوم به سۆزی دڵ ته ڕه، ده ریایی ئاو و ئاوره

موتریب بڵێ ساقی وه ره، ئاوایه رێگه ی عاشقان

 

په روانه خۆی ئاویته به ست، فه رمووی (چرا) مه خموور و مه ست

وه سڵم به سووتان دێته ده ست، ئاوایه رێگه ی عاشقان

 

بولبول ده ناڵێنێ حه زین، گوڵ دێته عیشوه و پێكه نین

بگری به سۆزی ئاته شین، ئاوایه رێگه ی عاشقان

 

چی وه ك (وه فایی) به نده یه؟ له و باغی دڵ گوڵ خه نده یه؟

به و جامه خضری زینده یه؟ ، ئاوایه رێگه ی عاشقان

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/11/19ساعت 15:13  توسط رێبین جوانڕۆ  | 

درخواست سوزناک کودکی که ایدزی به دنیا آمد...

این نقاشی توسط پسرکی مکزیکی-آمریکایی کشیده شده که از بدو تولد از مادرش ایدز گرفته است. این نقاشی برنده ۱۶ جایزه بین‌المللی شده و از آن به عنوان نماد در NGOهای مبارزه با ایدز استفاده می‌شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/11/10ساعت 16:2  توسط رێبین جوانڕۆ  | 

باهوش ترین فرد دنیا در چند قرن اخیر

از آنجا که ضریب هوشی انسان های معمولی بین ۸۵ تا ۱۱۵ است، فردی که ضریب هوشی ۲۵۰ داشته باشد، قطعا نابغه محسوب می شود.

،ویلیام جیم سایدیس، باهوش ترین فرد تاریخ بود که توانست در یک سالگی بنویسد، در ۵ سالگی به ۵ زبان رایج دنیا صحبت کند و در ۱۱ سالگی استاد دانشگاه هاروارد شد. سایدیس در سال ۱۸۹۸ در آمریکا به دنیا آمد و در سن ۴۶ سالگی نیز از دنیا رفت.

او توانایی خارق العاده ای در یادگیری ریاضیات و زبان داشت. اولین بار به خاطر رشد مغزی زود هنگام نامش بر سر زبان ها افتاد و بعدها به خاطر تمرکز بر روی ذهنش به شهرت رسید اما در نهایت خود را از انظار عمومی دور کرد و از ریاضیات هم دلزده شد ریاضیات نیز عقب کشید و با چندین نام مستعار مطلب می نوشت. از دیگر ویژگی ها او این است که می توانست در ۱۸ ماهگی نیویورک تایمز بخواند و در ۸ سالگی به ۸ زبان صحبت کند. جالب اینکه بعدها خودش زبان دیگری را به وجود آورد که نامش را VENDERGOOD گذاشت.

ناگفته نماند، ضریب هوشی انسان های نابغه بین ۱۵۵ تا ۲۰۰ است ولی سایدس در این زمینه رکورد باهوش ترین های دنیا را شکسته است. برای نمونه بد نیست بدانید که ضریب هوشی گالیله را ۱۸۰ تخمین می زنند و ضریب هوشی بیل گیتس بنیان گذار شرکت نرم افزاری مایکروسافت نیز ۱۶۰ است.

+ نوشته شده در  شنبه 1389/10/18ساعت 1:49  توسط رێبین جوانڕۆ  | 

چشمها را باید شست...

دیدن همیشه خوب است

خواه دیدن آن زیبا یی ها باشد

خواه دیدن این زیبایی ها

شاید کلاسی که ما در آن درس می خوانیم از این هم ویران تر باشد

شاید پای پوشی که با آن می خواهیم در صراط مستقیم قدم بر داریم از این هم کهنه تر باشد

شاید آب گوارایی که می نوشیم از این هم کثیف تر باشد

شاید باری که بر دوشمان است از این هم سنگین تر باشد

شاید صفای کودکیمان را اینجا ، جا گذاشته ایم

شاید خانه آخرتمان از این بدتر است

 

شاید مردم نتوانند از پشت شیشه های غبار گرفته ی ماشین هایشان ، زیبایی و طراوت نوجوانیمان را ببینند

 

شاید آنچه در دنیا می جستیم از این هم بی ارزش تر بود

 

و شاید کودکی و پیریمان را اندوهی چنین فرا گرفته باشد

 

چشمها را باید شست...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/10/16ساعت 20:13  توسط رێبین جوانڕۆ  | 

سروودی " یار دبستانی " به‌ زمانی کوردی

هاوڕێ و هاوسه‌نگه‌ری من ، ده‌ردی ئێمه‌ ده‌ردی یه‌که

تا مه‌رگی بێداد و سته‌م ، ده‌ستمان له‌ نێو ده‌ستی یه‌که

 

پیرۆزه‌ ڕێگای من و تۆ ، پڕ له‌ هیوا ، پڕ له‌ ئه‌وین

‌ له‌ شه‌قام و له‌ مه‌دره‌سه‌ ، دژ به‌ تاریکی ده‌وه‌ستین

 

ئاکامی ڕێگای من و تۆ ، پاراستنی ناسنامه‌یه‌

چاره‌ی ئه‌سیری و نه‌زانی ، ئامانجی به‌رزی ئێمه‌یه

 

با ناوی ئێمه‌ش بنووسن ، له‌ سینگی ئه‌م ته‌خته‌ ڕه‌شه‌

که‌س نییه‌ ئیتر بترسێ له‌ گرتن و له‌ هه‌ڕه‌شه

 

دووره‌ ئه‌گه‌ر ئاسۆی خه‌بات ، تاڵه‌ ئه‌گه‌ر تامی ژیان

ریشه‌ی سته‌م هه‌ڵده‌کێشی، ده‌ستی ئێمه‌ و ده‌ستی زه‌مان

 

هاوڕێ و هاوسه‌نگه‌ری من ، ده‌ردی ئێمه‌ ده‌ردی یه‌که‌

تا مه‌رگی بێداد و سته‌م ، ده‌ستمان له‌ نێو ده‌ستی یه‌که‌

فه‌ریدوون ئه‌رشه‌دی


سه رچاوه: هه والده ری جوانرو(جوانرود نیوز)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/10/09ساعت 16:59  توسط رێبین جوانڕۆ  | 

شعاری که بسیاری از اقوام ایرانی را نادیده میگیرد

تب جام ملتهای آسیا آرام آرام در حال بالا گرفتن است وتیمها کم کم آماده حضور در این رقابتها میشوند .سه شنبه صبح اتوبوس های 16 تیم شرکت کننده در این بازیها در حالی که طرحی از پرچم آن کشور و شعار تیم را بر روی خود منقش داشت پرده برداری شدند.

شعارهای تیمهای مختلف با الهام گرفتن از ایده های متنوعی طرح شده اند، مثلا استرالیا و ژاپن شعارهای "مثل تندر آمده ایم" و "سامورایی آبی بر بام آسیا" را که نشان از میل به پیروزی تیمشان را نشان می دهد برای خود برگزیده اند، چین شعار" اژدهای خیزان" را با الهام از سمبلهای محلی و عربستان "شاهینهای سبز" را به عنوان شعار انتخاب کرده اند.

در این میان شعار "شاهزاده های پارسی" که برای تیم ایران انتخاب شده است با لحاظ نمودن ایران به عنوان کشوری چند قومیتی چندان بیانگر اقوام مختلف به عنوان شهروندان ایرانی و طرفداران تیم ملی ایران نیست. به نظر می رسد انتخاب القاب این چنینی می تواند موجب ایجاد حساسیتهای در مورد تیمی شود که تمام ایرانیان به آن افتخار می کنند و شاید استفاده از لقب ایرانی به جای پارسی می توانست بهتر از شعار کنونی، تیمی را توصیف کند که هواداران بیشماری از سراسر ایران که لزوما پارسی نیستند انتظار بردش را دارند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/10/09ساعت 14:49  توسط رێبین جوانڕۆ  | 

دکتر شریعتی:چرا جوان صلوات نمیفرستد.

به آنکه اعتراض می کند که چرا دانشجویان دست می زنند وصلوات نمی فرستند می گویم صلوات نفرستادن جوانان گناه توست . چراکه خودمیدانی صلوات را به چه صورتی درآورده ای و برایش چه مصرف هایی درست کردی !یکی اینکه تا شخصیت گنده ای واردمجلس شده است ، صلوات فرستاده ای ،مصرف دیگرش حرکت تابوت وجنازه است درمیان زندگان .ومصارف دیگر ،هوکردن یک سخنران ،پایین کشیدن یک منبری ومسخره کردن کسی .این هاست مصارفی که تو برای صلوات ساخته ای .این است که قشر دانشجو برای ابراز احساساتش نمی تواند صلوات را جدی بگیرد .چون توچنانش ساخته ای که بکار هوکردن ومسخره کردن و تداعی انحطاط می خورد .توهرگز به "دست بوسیدن " اعتراض نکردی ،حالا به "دست زدن "اعتراض می کنی ؟

رابطه مریدی ومرادی رابطه طبقاتی دوره های کهنه است ودست بوسیدن مظهرشرک وبردگی است . آن که مرید کسی باشد خود شانس "کسی شدن "را نخواهد داشت .پس بی رابطه مرید ومرادی وبی دست بوسیدن باید دست داد و کار کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/10/01ساعت 17:7  توسط رێبین جوانڕۆ  | 

انسان هایی که زندگی شان را بر دوش می کشند...

در کردستان شهروندانی از طبقه ضعیف اقتصادی جامعه وجود دارند که برای امرار معاش با دستمزدهای ناچیز اقدام به جابجایی اجناس در مرزهای غربی کشور میکنند. این شغل در زبان کردی "کول بری" نام دارد.

در بیشتر شهرهای مرزنشین کردستان (اعم از پیرانشهر،سردشت،بانه،مریوان وجوانرود)بسیاری از خانواده ها از این طریق امرار معاش می کنند و در این میان تعداد زیادی از زنان و مردان و بسیاری از اوقات دانش آموزان و کودکان هم دیده می شوند که برای تأمین مخارج تحصیلی و زندگی خود به کار در مرزها می پردازند.

عوامل موثر در گسترش "کول بری"

در حالیکه طرح انسداد مرزهای کردستان از پائیز سال 87 و همزمان با مرزهای غربی و شرقی کشور آغاز شد اما باگذشت چندین سال از اجرایی کردن این طرح توسط نیروی انتظامی تاکنون زیرساختهای لازم توسط سایر دستگاه ها و سازمانهای دولتی در راستای حمایت از مردم ساکن در مناطق مرزی انجام نشده و هنوز هم مردم این گونه مناطق مجبورند تا از طریق کول بری، امرار معاش کنند.

با وجود منابع طبیعی غنی و زمین های حاصلخیز برای کشاورزی در کردستان، عدم سرمایه گذاری به ویژه در بخش کشاورزی و صنعتی در سال های اخیر باعث بروز بیکاری و روی آوردن بخشی از ساکنان مناطق مرزنشین به شغل هایی نظیر «کول بری» شده است.

به باور برخی از جامعه شناسان، نبود زیرساخت های اقتصادی اجتماعی، آموزشی و ارتباطی منطبق با ویژگی های کردستان،رفقر روز افزون، محرومیت مردم کردستان و عدم سرمایه گذاری در بخش خصوصی از جمله علل عمده ی روی آوردن مردم این مناطق به "کول بری" و گسترش قاچاق در نواحی مرزی  است.

بر اساس پژوهش ها و نظرات کارشناسان اجتماعی در چنین شرایطی یک شهروند کرد مرزنشین باوجود آگاهی از اینکه حمل و نقل و جابه جایی یک بار نزدیک به وزن 20 یا 30 کیلو و دریافت مبلغی در حدود 5 یا 6 هزار تومان می تواند وی را در حداقل شرایط موجود قادر به ادامه زندگی سازد، راه دیگری جز گرایش به شغلهایی نظیر قاچاق کالا و کول بری ندارد.

افزایش سرمایه گذاری و اتخاذ سیاست های اقتصادی مبتنی بر آمایش سرزمینی به منظور ایجاد فرصت های شغلی مولد و از سوی دیگر بالابردن سطح آموزش در روستاهای این مناطق می تواند در جلوگیری از روی آوردن مردم به شغل هایی نظیر کول بری مثمر ثمر واقع شود.

براساس اصل 48 قانون اساسی: در بهره‏برداری از منابع طبیعی و استفاده از درآمدهای ملی در سطح استانها و توزیع فعالیتهای اقتصادی میان استانها و مناطق مختلف کشور، باید تبعیض در کار نباشد، به طوری که هر منطقه فراخور نیازها و استعداد رشد خود، سرمایه و امکانات لازم در دسترس داشته باشد.

دیدن دیگر تصاویر در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1389/09/19ساعت 14:6  توسط رێبین جوانڕۆ  | 

طرف پدر استاتيك رو در آورده ..!!!

آقاي بيل دان ساکن سانفرانسيسکو ايالات متحده در سال 1994 پي به انرژي خاصي در خود برد که با اين انرژي مي‌تواند بالانس اجسام را حتي به مقدار ناچيز حس کند.
او با اين انرژي خود در اين 15 سال دنيا را با حيرت رو به رو کرده است.
او مي‌تواند سنگ‌هاي معمولي و با شيب و اندازه‌هاي مختلف را با کنترل اعصاب باور نکردني روي هم سوار کند.
تصاوير گويا همه چيز مي‌باشد و با کنترل اعصاب و حس کردن تعادل اجسام اين حرکت را انجام مي‌دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/09/17ساعت 20:11  توسط رێبین جوانڕۆ  | 

کردهای ساکن در استان فارس (شیراز)

در آن سوی ایران هم کردهایی زندگی میکنند که پس از گذشت قرن ها هنوز هم آداب ورسوم زیبای خود و همچنین زبان ولهجه خود را فراموش نکرده اند.

مردمی که به صورت پراکنده در استان فارس در دو شهرستان شیراز و کازرون زندگی میکنند و به جرات می توان گفت که هنوز هم اصل و نصب انها حتی برای خود انها مبهم مانده است.شاید هنوز هم بسیاری از ساکنین شیراز نمی دانند که درجوار انها کرد زندگی میکند. وبسیاری از مردم کورد ساکن در مناطق اصلی کردستان ایران از همزبانانی در آنسوی ایران بیخبرند. 

در حال حاضر در استان فارس ، گروهی از کردان زندگی می کنند که خود را کرونی می نامند این گروه در حدود 1000 خانوار هستند که در روستاهای شیراز و کازرون و سپیدان زندگی می کنند.

این افراد دارای ویژگی های زیر می باشند

- زبان و گویش آنان کردی است

- مذهب آنان شیعه 12 امامی است

- در زمینه چگونگی حضور در این منطقه اتفاق نظر ندارند( بعضی معتقدند در زمان کریم خان زند به شیراز آمده اند و بعضی می گویند از کرمانشاه آمده اند و گروهی می گویند از کردستان آمده اند )

- همگی قریب به اتفاق آنان تا سالهای 1341 که اصلاحات ارضی در زمان پهلوی صورت گرفت بصورت عشایری زندگی می کرده اند ولی اینک تقریبا بیشتر آنها اسکان یافته و در روستاها و شهرهای شیراز و کازرون و بیضاء و .... ساکن شده اند .

- قسمت سردسیر این گروه روستای چهل چشمه کرونی در 40 کیلومتری غرب شیراز در بخش ارژن از شهرستان شیراز بوده و گرمسیر آنان منطقه سرقنات در منطقه دشتک در 20 کیلومتری جنوب شرقی شهر کازرون می باشد .گرچه طول ایل راه این گروه 128 کیلومتر می باشد اما عده ای از آنها در روستای قوام آباد چیچکلو و روستای مجاور آن از بخش بیضا سپیدان می باشد که احتمال می رود این ایل راه در زمانهای قدیم تا آن منطقه نیز ادامه داشته است و حتی بیشتر از آن .

- دو روستای چهل چشمه کرونی و قوام آباد چیچکلو تقریبا بصورت 100 درصد جمعیت آنها کرد می باشد و تعداد کمی از آنان ترک و لر و فارس ( تاجیک ) می باشند ولی در سایر روستاها جمعیت بصورت ترکیبی از کردان و ترکان قشقایی و فارسها می باشد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/09/11ساعت 14:45  توسط رێبین جوانڕۆ  | 

شناسایی و بررسی زمینه ‌ها، شرایط و عوامل خودکشی در استان ایلام(بخش دوم)

بعد از بررسی رخدادهای چند دهه اخیر در منطقه ایلام به بررسی سوال اساسی بحث که چرا زنان ایلامی خود را به آتش می شکند می پردازیم.
در ابتدا مطرح شد که برای ارائه یک تحلیل جامع به یکسری اطلاعات نیاز هست.
مثلا سالانه چه تعداد اقدام به خودآزاری می کنند؟
مجرد هستند یا متاهل؟
سطح سواد این افراد چه میزان است؟
از چه محیط اجتماعی برخاسته اند؟
علت و نوع خودآزاری چه بوده است؟
متاسفانه تاکنون آمار و اطلاعات دقیقی در این رابطه ارائه نشده است. با داشتن این اطلاعات می توان تحلیل درستی در رابطه با پدیده خودآزاری ارائه داد. همانطوری که در ابتدای این نوشته مطرح شد، دولت از دادن هرگونه اطلاعات و آمار خودداری می کند و به کارشناسان و دلسوزان اجازه کار تحقیقی را نیز نمی دهد.
طی تماسهائی با چندین تن از کارشناسان و مددکاران اجتماعی در ایلام مطلع شدیم که سالانه بالغ بر 450 نفر در استان ایلام خودآزاری می کنند. این افراد با شیوهای گوناگون به زندگی خود پایان می دهند. لازم به ذکر است که افراد خودآزار درشیروان و چرداول بیشتر از اسلحه استفاده می کنند. در دره شهر بیشتر از سموم و در ایلام بیشتر از نفت. این افراد هم متاهل هستند و هم مجرد، اکثرا سطح سواد کمی دارند و به لحاظ اجتماعی وابسته به طبقات محروم جامعه هستند. علت و نوع خودآزاری نیز متفاوت است. مهمترین عامل خودازاری، بیکاری و فقر و محرومیت اقتصادی عنوان می شود. همچنین به عوامل دیگری نظیر ازدواج های تحمیلی، مسائل فرهنگی، مشکلات خانوادگی و فردی اشاره می شود. با نگاهی به ابزاری که این افراد برای پایان دادن به زندگی خویش استفاده می کنند می بینیبم که افراد با ممکن ترین ابزار موجود و با شیو های سنتی که قبلا توسط دیگران آزمون شده به زندگی خود پایان می دهند.
طبق اطلاعات کسب شده مهمترین عوامل خودآزاری در استان ایلام به ترتیب اهمیت بقرار زیر است:
مشکل بیکاری،
فقر و محرومیت اقتصادی،
ازدواجهای تحمیلی و اختلافات خانوادگی،
مشكلات تحصیلی،
عوامل فرهنگی،
مسائل فردی،
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/09/04ساعت 22:28  توسط رێبین جوانڕۆ  | 

شناسایی و بررسی زمینه ‌ها، شرایط و عوامل خودکشی در استان ایلام(بخش اول)

 براستی علت خودسوزی و خودکشی زنان در منطقه کردستان بطور خاص استان ایلام چیست؟
دیر بازی است که سایه یک تراژدی غمگین بر سر مردم استان ایلام سنگینی می کند و همواره هراس و بیم دلسوزان و آگاهان را به خود مشغول کرده است ناهنجاری اجتماعی که تا به حال جانهای زیادی را گرفته و انسانهای زیادی را ناقص، محرومتر و افسرده تر از پیش کرده است. ناهنجاریی که به یک مشکل حاد اجتماعی در استان ایلام مبدل شده است و علی رغم حاد بودن این پدیده جان ستان، متاسفانه تا به حال درمانی و یا راه حلی برایش پیدا نشده است. یا بهتر بگویم برای پیدا کردن راه چاره و ارائه اطلاعات، آمار و تحلیل درستی مبنی بر واقعیت تاکنون از طرف دولت اقدامی عملی انجام نگرفته است.
عدم اقدامات عملی، سهل انگاری ها و چشم پوشانی کار گزاران کنونی در مورد این پدیده جانستان باعث شده که ما همواره از دهه 60 تاکنون هر روزه در استان ایلام شاهد مرگ انسانهائی باشیم که ققنوس وار خود را به آتش می کشند. انسانهائی که راه حلی برای مشکلات خویش نمی یابند و با سر کشیدن جام زهر، با گلوله ای و یا دردناکتر از همه با به آتش کشیدن خویش به حیات غمگینانه اشان پایان می بخشند.
بنظر می رسد که این افراد برای جلب توجه دیگران دست به خود آزاری می زنند. زیرا خودکشی و خودسوزی روش های بارز خودآزاری هستند. اما آیا تا به حال از خود پرسیده ایم که چرا فردی به خود آزاری دست می زند. شاید هم به این پدیده ناهنجار اجتماعی بعنوان خودآزاری نگاه نمی کنیم. لذا در اینجا لازم می دانیم برای روشن شدن این مسئله توضیح مختصری در رابطه با خودآزاری و اینکه چه افرادی دست به خود آزاری می زنند ارائه دهیم.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/09/04ساعت 22:27  توسط رێبین جوانڕۆ  | 

عشایر کرد در اوایل اسلام

در چند قرن پس از ظهور اسلام،و در دوران حکومت خلفا، از روی تقسیمات اداری و سیاسی، سرزمین های کردنشین به مناطقی نظیر زوزان، خیلات، ارمنیه،آذربایجان، جبال، فارس، جزیره، عراق و بلادالروم و ... تقسیم می شدند. به همین جهت بحث بخصوصی به نام کرد و کردستان، در نوشته های سیاحان و جهانگردان غرب دیده نمی شود. فقط در زمان سلجوقی ها است که گاه گاه، از قسمتی از سرزمین های کردنشین(کرمانشاه و شاره زور) به نام کردستان نام برده شده است. مورخین عرب برخلاف جهانگردان، بنا به بعضی از مسائل تاریخی و یا جغرافیایی، کمی بیشتر در مورد کرد صحبت کرده اند. مسعودی(332-هجری) و استخری(340-هجری) بیش از دیگران در مورد کرد، معلومات منظم و مدونی به دست داده اند.
مسعودی در کتابش به نام مروج الذهب، از عشایر زیر صحبت می کند:
در منطقه ی دیناور و همدان عشایر شه جان
در ناحیه ی کنگاور از عشایر ماجوردان
در ناحیه ی آذربایجان از عشایر هازبنی و سارات
در ناحیه ی جبال از عشایر شادانجان و لازبا وباریسیان،جلالی،جبارکی، جوانی و موستاکان.
در ناحیه ی سوریه از عشایر دابابیلا...
در منطقه ی موصل و کوه جودی از عشایر یعقوبی و جوزکان
البته همین مورخ(مسعودی) در کتاب دیگرش به نام التنبیه، از عشایر دیگری هم به نام بازینجان صحبت می کند.
استخری در صفحه ی 115 کتابش، از ناشاویرا و یوزیکان و کیکان که ناحیه ای در حوالی مرعش امروزی بوده، صحبت می کند و در بحث از وطن و مأوای کردها هم از نواحی زیر نام می برد:
فارس، کرمان، سجستان،خراسان، اصفهان، جبال، ماه کفار، ماه بصره، ماساباذان، همدان، شاره زور، داراباد، سمغان، آذربایجان، ارمنیه، ارران، بایلاکان، باب الابواب، جزیره، سوریه، الثغور.
با این حساب، می توان گفت که در تمام سرزمین های اسلامی، عشایری از مردم کرد وجود داشته است. مثلا" نام یکی از دروازه های قلعه ی برزعه که بر ساحل رودخانه ی کورا در شرق تفلیس قرار داشته، باب الاکراد بوده است و این امر از طرف ابن مسکویه تأیید شده و می نویسد: در زمان استیلای روس ها بر این شهر، جزو همراهان حاکم این قلعه که فرار کرده بودند، عده ای کرد وجود داشته است. یعقوبی و استخری، هر دو می نویسند که در نواحی اصفهان، عشیره ای کرد به نام بازینجان زندگی می کردند که شهری در کنار رودخانه ی ارس بوده، در خانه هایی که از (مور) ساخته می شد، می زیستند. 
استخری در جایی دیگر(صفحه ی 98)، صحبت از پنج رموم در فارس می کند و می نویسد: این رموم یا بخش، برای مناطق کردنشین تعیین شده بود. تمام این رام ها شهری مرکزی داشته اند و سرکرده ی کردهای این ناحیه، مأمور جمع آوری مالیات و رسیدگی به امنیت شهر و دیار خود بوده است. رام های پنج گانه ی سرزمین فارس عبارت بودند از:
1- جلویا یا خود رمیجان که هم مرز اصفهان و خوزستان بود.
2- لاوالی جان که بین شیراز و خلیج فارس قرار داشت.
3- دیوان که در حوالی شاپور واقع بود.
4- کاریان که در سمت کرمان قرار داشته است.
5- شهریار که بر سر راه اصفهان واقع و به نام عشایر آن خطه، با زنجان خوانده می شد. قسمتی هم از این سرزمین جزو اصفهان بود.
استخری به دنبال این رموم، صحبت از سی و سه عشیره ی کرد فارس هم می کند که ابن هو قل به استناد دیوان الصدقه صفحه ی 185 تا 187 که مورد تأیید مقدسی هم هست، آنها را به شرح زیر نام می برد:
کرمانی، رامانی، مدثر، محمدی باشار، باکیلی،(مقدسی اینان را سالانی می خواند). بنداد مهدی، محمد بن اسحق، صباحی، اسحاقی، آذرکانی، شهراکی، تاهماداهنی، زایادی، شهراوی، مبارکی بنده داکی، خسراوی، زایخی، سفاری، شاهیاری،مهراکی، اشتمهاری، شاهونی،فراتی، سالمونی،سیری،آزاد دوختی، باراز دوختی، مطلبی، ماحالی، شاهکانی، کاحبی، جلیلی، و عده ی آنها را پانصد هزار می نویسد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/08/30ساعت 20:56  توسط رێبین جوانڕۆ  | 

ایده ای جالب برای صرفه جویی در مصرف آب

مشکل کم آبی در آینده ای نه چندان دور اغلب دولتها و کشور ها را بر آن داشته است با تبلیغات و فرهنگ سازی،صرفه جویی در مصرف آب را به مردمانشان گوشزد کنند و در این بین طراحانی هستند که با ایده هایی جالب در این امر پا نهاده اند.

Yan Lu  طراح چینی با کمک یک تنگ ماهی که درون آن یک ماهی قرمز کوچک در حال شنا کردن است ،در ساخت یک شیر دستشویی،مصرف بیش از حد آب را به مصرف کننده گوشزد می کند . این شیر آب رو ظرفشویی به گونه ای طراحی شده که هرچه از میزان آب محتوی تنگ کم میشود،شخص با دیدن خالی شدن آب تنگ و ترس از بی آبی ماهی و در نهایت مردن آن از آب کمتری استفاده می کند . بدین ترتیب و با یک ایده جالب بسادگی می توان فرهنگ استفاده صحیح از آب و صرفه جویی در آن را به مردم آموخت.

 

عكسهاي جالب از دستشويي عجيب  براي صرفه جويي در مصرف آب!!!

 

عكسهاي جالب از دستشويي عجيب  براي صرفه جويي در مصرف آب!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/08/17ساعت 15:11  توسط رێبین جوانڕۆ  | 

تصاویری از مسابقات سراسري پاركور در کرمانشاه

مشاهده بقیه تصاویر در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/08/17ساعت 14:51  توسط رێبین جوانڕۆ  | 

ماههای سال در فرهنگ کردها و اقوام و ملل مختلف(2)

ماههای کردی

تقويم كردي از سال 612 قبل از ميلاد شروع مي شود . اين همان ساليست كه سياکسارس فرزند بزرگ ديااكو اولين پادشاه امپراتوري ماد منطقه نينوا را اشغال كرد . و به وحشي گري امپراتوري آشوريان در سرزمين هاي تحت اشغال خودش خاتمه داد.قبل از سال 625 قبل از ميلاد بود كه سياكسارس موفق شد كه بسياري از قبايل مادها را به يك پادشاهي متحد تبديل كند
بعضي از تقويم هاي مذهبي كردي با وقايع مذهبي اصلي شروع مي شوند . مثلاً تقويم سلطاني يارسان با تولد سلطان سحاك در سال 1294 پس از ميلاد بعنوان شروع اين سال به كار مي رود. تقويم ها ممكن است همچنين در سال 380 پس از ميلاد شروع شوند سالي كه پايان آخرين پادشاهي كردي دوره كلاسيك را نشان مي دهد.


تقويم واسامي ماههاي كوردي بر گرفته از طبيعت ،تغيير آب وهوا و نيزبرگرفته از فرهنگ كشاورزي ،زراعت وباغداري ملت كورد است .غالبا ماههای کردی ۱۰ تا ۱۵ روز زودتر ارآنچه در تقوم شمسی میبینیم شروع میشود علت این امر تفاوت در شرایط اقلیمی خاص منطقه کردستان با دیگر مناطق ایران میباشد.

و گاه هرکدام از لهجه های زیر مجموعه زبان کردی اسامی ماههای خاص مربوط به خود را داشته اند و گاه نیز هر کدام از این لهجه ها تعدادی از ماههای خود را به سبب همجواری با ملل و فرهنگهای دیگر از آنان گرفته اند.اگر کردی معیار را لهجه سورانی بدانیم اسامی ماههای کردی به ترتيب زير مي باشد:

با آمدن نوروز اولين روز سال نو آغاز مي شود واين اغاز فصل بهار(وه رزي به هار)و ماه نوروز (مانگي نوروز يان خاكه ليوه) مي باشد.ماه بعدي ماه (مانگی گولان) ميباشد،ماهي كه در آن رشد گلها به نهايت خود رسيده واين اوج لذت وزيباييهاي بهار است.با به پايان رسيدن اين ماه(جوزه ردان) كه آخرين ماه بهار مي باشد آغاز ميشود ودر آن جو وگندم وديگر گياهان بهاري كم كم زرد شده و هنگام درو فرا مي رسد .

با پايان بهار فصل تابستان (وه رزي هاوين)و اولين ماه آن (پووشپه ر)فرا می رسد و آنگونه که از نام آن پیداست تمام گياهان وگلها وديگر نشانه هاي بهاري از بين مي رود ماه دوم تابستان (گه لاويژ) است كه در اين ماه تا حدودي ازشدت گرماي ماه قبل كاسته ميشود.با ظاهر شدن ستاره گلاويژ در شب گياهان وديگر رستنيها جان تازه اي به خود گرفته و از نو شكوفا ميشوند.بعد از اين ماه آخرين ماه تابستان نيز فرا مي رسد كه (خه رمانان) نام دارد و در اين ماه است كه كشاورزان تقريبا تمامي كارهاي كشاورزي خويش را به اتمام رسانده و كشاورزان در خرمن هاي(خه رمان) خود محصولات را برداشت مي كنند.با پايان اين ماه نيز فصل تابستان به پايان مي رسد.

اولين ماه پاييز (ره ز به ر) است كه در آن ميوه هاي پاييزي بخصوص انگور ديم (ره ز)مي رسد. بعد از اين ماه ،ماه دوم پاييز (گلاريزان يا خه زه لو ه ر)،ماه برگريزان آغاز شده و درختان جامه خزان به تن ميكنند.واپسين ماه پاييز (سه رماوه ز) است كه دراين ماه اندك اندك بوي زمستان به مشام مي رسد وكاملا هوا زمستاني ميشود. با پايان اين ماه فصل پاييز تمام ميشود و فصل سفيديها وسختي وسرما،فصل زمستان (وه رزي زستان)از راه ميرسد كه ماه آغازين آن (به فرانبار) نام دارد و كم كم بارشها از باران به برف تغيير كرده و زمين سفيد پوش مي شود.ماه بعدي ماه (ريبه ندان) است كه در اين

ماه سرما و زمستان واقعي نمايان مي شود واز شدت بارش برف راههای ارتباطی قطع میشود.ماه پاياني زمستان (ره شه مه) نام دارد. در اين ماه مشهور است بادي شروع به وزيدن ميكند كه موجب شكوفا شدن درختان مي گردد ومعمولا چهره ها را سياه مي كند كه به اين خاطر در كردي به(ره شه با) يا (باي ره شه مئ) مشهور است.

البته آنگونه که گفته شد گاه هر لهجه ای ماههای مختص به خود را داشته است که در جداولی به شرح زیر آمده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/08/09ساعت 18:21  توسط رێبین جوانڕۆ  | 

ماههای سال در فرهنگ کردها و اقوام و ملل مختلف(1)

تقسیم سال به دوازده ماه برطبق روایات مذهبی سابقه اش به عصرطوفان نوح می رسد.درتورات اولین نشانه رسمی ماه شماری ونشانه دینی سال وماه شماری به چشم می خوردکه به بعدازطوفان بازمی گردد (به تقریب چیزی حدودبیست وسه قرن قبل ازمیلادمسیح).درآنجاتصریح گردیده که اوقات سال به دوازده ماه سی روزه با اضافه یک پنج روزه افزودنی به ماه آخرین حساب می شده است(این پنج روزآخرکه درتقاویم قدیم به خمسه مسترقه شناخته می شدتامدتهابعدازاسلام هم رواج داشت،چنانکه درکتاب نوروزنامه،منسوب به خیام ومنابع دیگرذکرآن رفته است)

درقرآن کریم،سوره توبه(آیات36-37)همین تقسیم باردیگربه صراحت ذکرشده که:ان عده الشهورعندالله اثناعشرشهراًفی کتاب الله یوم خلق السموات والارض.یعنی همانا عددماهها درنزدخداونددوازده است ودرکتاب خداذکرشده،روزی که خداوندآسمانها وزمین رابیافرید.

اصولاًمبنای محاسبه اوقات سال وقراردان ماههابرپایه دودستگاه گاهشماری متفاوت بوده است که بستگی تام به شرایط اقلیمی وجغرافییایی منطقه مربوط داشته است.

ناگفته نماندکه اساس گاهشماری براساس ضرایب عددشش که ازخیلی قدیم وجودداشته یادگارتلاشهای نخستین ستاره شناسان جهان باستان،یعنی بابلیان است که هم ایشان پایه گذاران نجوم وعلم ستاره شناسی هم بوده اند..شیوه محاسبه قمری چنان بودکه قدمادایره گردش ماه به دورزمین رابه29 منزل وکسری می گرفتندوگفته شده عددالفبای عربی که آن نیز29 است ازهمین راه پیداشده.

به گواهی ابوریحان بیرونی درکتاب التفهیم...:ایرانیان ازدیربازتقویم شمسی خود رامعمول می داشتندو این تنها پس ازاسلام بودکه به واسطه گرایشهای مذهبی ماههای هجری قمری که مناسبتهای اسلامی رادرخودداشتند مقدم قرارگرفتند.

درحال حاضرتقویم رسمی کشورمابرحسب ماههای دوازده ماه شمسی رقم خورده،بایاآوری اینکه تاگذشته نه چندان دور مبنای آنان درایران بنابراعتقادات مذهبی ماههای قمری بودند،البته همواره درمعیت ماههای شمسی بنابردلایلی که گذشت.به بیان دیگرطبق قانونی که درتاریخ سه شنبه یازدهم فروردینماه 1304شمسی، برابررمضان سال1343 هـ .ق.ازمجلس شورای ملی( سابق) گذشت تمام ماه شماریهای دیگر(منظورماههای قمری به استثنای مناسبتهای مذهبی،ماههای نجومی،ماههای فرنگی.....)منسوخ وحساب ماهها به قراری که امروزشاهدهستیم منظورگردید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/08/09ساعت 17:1  توسط رێبین جوانڕۆ  | 

کارگردان کرد برنده جایزه بزرگ و مروارید سیاه جشنواره فیلم ابوظبی

كارگردان جوان کرد «وحید وكیلی­فر» با فیلم سینمایی «گِشِر» جایزه‌ی بزرگ و تندیس مروارید سیاه بهترین فیلم بخش «افق جدید» چهارمین دوره جشنواره بین­المللی فیلم ابوظبی در امارات را از آن خود کرد. به گزارش اختصاصی بخش هنری خبرگزاری پیام­نیر کوردستان در شهر ابوظبی، فیلم سینمایی «گِشِر» (سخت) Gesher به کارگردانی فیلمساز جوان کرمانشاهی «وحید وكیلی­فر» و با صدای شمشال سحرانگیز هنرمند سرشناس کورد «قاله مه­ره» در بخش مسابقه «افق جدید» در چهارمین دوره جشنواره بین­المللی فیلم ابوظبی در شهر ابوظبی در كشور امارات متحده عربی به نمایش درآمد و توانست جایزه نقدی 100 هزار دلاری و تندیس مروارید سیاه بهترین فیلم این بخش از جشنواره را تصاحب کند.



اعضای هیأت داوران بخش «افق جدید» چهارمین دوره جشنواره بین­المللی فیلم ابوظبی به دلیل نگاه جهانی و منحصر به فرد فیلمساز، در به تصویر درآوردن واقعیت ظالمانه نفسانی و همچنین دید بصری و فراموش نشدنی کارگردان، این جایزه را «وحید وكیلی­فر» اهدا کردند.



کارگردان سرشناس سینمای ایران «عباس کیارستمی» با حضور بر صحنه سالن بزرگ و مجلل قصر امارات، اسم «وحید وكیلی­فر» را به عنوان فیلمساز برنده بخش مسابقه «افق جدید» اعلام کرد و این کارگردان جوان کورد بعد از گرفتن جایزه­اش از دستان کیارستمی، در سخنان کوتاهی گفت: «دوست دارم خیلی صادقانه احساسم را بیان بکنم، این جایزه برای من یک جایزه جادویی است، به خاطر اینکه از دستهای آقای کیارستمی این جایزه را گرفتم که با فیلمهایش عاشق سینما شدم و مفهوم زندگی را فهمیدم.

فیلم سینمایی «گِشِر» برای تصاحب این جایزه با 16 فیلم سینمایی دیگر از کشورهای لبنان، ایران، آمریکا، کانادا، عراق، آرژانتین، آلمان، مصر، ترکیه، پاکستان و فرانسه در رقابت بود.

+ نوشته شده در  جمعه 1389/08/07ساعت 13:9  توسط رێبین جوانڕۆ  | 

کردستان بهشت برین

نیشتمان ئه ی خاک و خۆڵی تۆکڵه ی چاوانمه

                                                                   نیشمان ناوی به رێزت هێزی رۆح و گیــانمه

نیشتمان ئه ی به ر به یانت رۆشنی ئــــیمانمه

                                                                  نیشتمان ئێواره کانت خه ڵوه تی عیرفانمه

نیشتمان قوربانی کوێستانت دڵی پر ده ردی من

                                                                 نیشتمان حه یرانی گه رمێنت هه ناسه ی سه ردی من

نیشتمان باغاتی فیرده وسه هه مو گولزاری تۆ

                                                                عیززه ت و فه خره هه مو نه خشی ده رو دیواری تۆ

نیشتمان ئه ی شاخ و داخانت ئومێدی دڵ هه مۆ

                                                                 نیشتمان ده شت و بیابانت به هـه شتی ئا ره زۆ

نیشتمان ئه ی فێنیکی قه لبم شنه ی کوێستانه که ت

                                                                 نیــــــشتمان ئه ی ئاوی ژێنم خاکی کوردستانه کــه ت

مشاهده بقیه تصاویر در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/08/04ساعت 20:58  توسط رێبین جوانڕۆ  | 

بو کوردستان

ئه م خاکه جووانه                بۆ من ژیانه                         ڕۆح و گیانم به فیدای کوردستانه

چاوی هه موانه                   هیوای دڵانه                         چه ند شیرینه بووکی جووانی جیهانه

لانه ی ئه وینم                    سه رچاوه ی ژینم                 کوردستان هه ر تۆی چاره ی برینم

تۆ شادی و ئازادی و مایه ی سه رفرازیم

من بۆ تۆ به ڕۆحم هه رئاماده و ڕازیم

ئه ی کوردستانم                 هه ناسه م گیانم                   من تۆم نابێ ئاواره و په رێشانم

نووری چاوانم                      دایکم باوانم                          ڕۆژێ دوور له تۆ هه ڵ ناکه م ناتوانم

تۆ گڕ و تینم                        خه ونی شیرینم                    کوێراییم داتێ دوور بم نه تبینم

تۆ شادی و ئازادی و مایه ی سه رفرازیم

من بۆ تۆ به ڕۆحم هه رئاماده و ڕازیم

دانلود آهنگ زیبای بو کوردستان زکریا عبدالله  

bo kurdistan

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/08/04ساعت 16:14  توسط رێبین جوانڕۆ  | 

مردی به من نشان بده ؟؟!

پیاده از کنارت گذشتم، گفتی:" چندی خوشگله؟"؟!
سواره از کنارت گذشتم، گفتی:" برو پشت ماشین لباسشویی بنشین!"؟

در صف نان، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود
در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود
زیرباران منتظر تاکسی بودم، مرا هل دادی و خودت سوار شدی

در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت را بیندازی روی من
در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی

در سینما شخصیت زن فیلم موقع زایمان فریاد کشید و تو بلند گفتی:"زهرمار!"!؟
در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت، فحش خواهر و مادر بود

در پارک، به خاطر بودن تو نتوانستم پاهایم را دراز کنم
نتوانستم به استادیوم بیایم، چون تو شعارهای آب نکشیده می دادی

من باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنی
مرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی!؟

تو ازدواج نكردی و به من گفتی زن گرفتن حماقت است
من ازدواج نكردم و به من گفتی ترشیده

عاشق که شدی مرا به زنجیر انحصارطلبی کشیدی
عاشق که شدم گفتی مادرت باید مرا بپسندد

من باید لباس هایت را بشویم و اتو بزنم تا به تو بگویند خوش تیپ
من باید غذا بپزم و به بچه ها برسم تا به تو بگویند آقای دکتر

وقتی گفتم پوشک بچه را عوض کن، گفتی بچه مال مادر است
وقتی خواستی طلاقم بدهی، گفتی بچه مال پدر است
.
.
.
.
مردی به من نشان بده !

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/07/27ساعت 15:56  توسط رێبین جوانڕۆ  |